حاج ملا هادي السبزواري
197
شرح مثنوى
است كه تمول هر وقتى در وقت كسى است . قال تعالى * ( « كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ اَلأَغْنِياءِ » 59 : 7 ( 1 ) . و بنا بر آن كه دولت باشد ، عطف بر گاو مىشود ، و صاحب بر آن داخل مىشود ، يا از باب زيدٌ عدلٌ باشد . ( ( 3105 ) ) جهد كن كز جام حق يا بى نوى * بىخود و بىاختيار آن گه شوى ن 982 3 - ك 331 34 كز جام حق : تجلَّى حق است بر قلب كامل . چون سبر بر شد ز جام او مدام خانهء دل را فرو گيرد تمام ن ندارد - ك 331 37 مدام : مى . ( ( 3111 ) ) قول بنده ايش شاء الله كان * بهر آن نبود كه تنبل كن در آن ن 982 13 - ك 331 40 بهر آن نبود : يعنى ما شاءَ الله كانَ - كه پيغمبر فرمود - يا ايش . . . ، نه براى تنبل شدن است در استكمال در راه حق كه تحصيل علم و معارف و اخلاق حسنه نكنى ، كه ما شاءَ الله كانَ بلكه براى آن است كه بدانى كه آن چه خدا خواسته از كمال براى تو ، آن البته مىشود . ولى چنان كه گذشت به مشيّت تعليقى بر خواست تو كه عبارت است از استعداد تو به اين اعمال و اخلاق و معارف ، كه خواست صادق تو آن است كه از روى استعداد باشد ، كه استعداد و استدعا ، يك ماده دارند به حسب حروف ( ( 3114 ) ) آن گهان تنبل كنى جايز بود * كانچه خواهى و آن چه گويى آن شود ن 982 16 - ك 332 1 جايز بود : يعنى اگر ايقان كُنى - حقِ ايقان - كه آن چه تو بخواهى مىشود كرد ، مركز خود خواهى گشت ، يا سكون در تو پيدا خواهد شد . پس چون بدانى خواست خواستِ او و حكم در تو و غير تو حكمِ اوست ، چرا مُزاول حضور او نباشى . ( ( 3116 ) ) پس چرا صد مرده اندر ورد او * بر نگردى بندگانه گرد او ن 982 18 - ك 332 2 ورد : در فارسى ، شاگرد و مريد . در عربى ذكر كثير ، و نيز ورود بر مَشرع براى برداشتن آب . ( ( 3117 ) ) گر بگويند آن چه مىخواهد وزير * خواست آنِ اوست اندر دار و گير ن 982 19 - ك 332 3
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء حشر ، آيهء 7 . .